×××× تنها تو را میخواهم مهربانم ××××

توشوخی شوخی توچشمام نگاه کردی ومن جدی جدی گفتم دوست دارم.

خدادیدی تنهام گذاشت ورفت...........

 

 

خدا دیدی تنهام گذاشت رفت! تو میدونی که بی اون نمیتونم. پس نگو باید تنها بمونم نه به خدا دیگه نمیتونم!! دیدی اونم دلمو شکست به روم درو بست به غریبه دل بست!
گفتم بهش دوست دارم تو خواب و مرگ و بیداری!فدای یه تار موهات که تو منو دوس نداری!اون ندید اشکایه منو!حتی یه بار نگفت نرو!به قلبی که داره ترک میگفت برو خوب به درک!
گفتم گلم بمون نرو!بمون به روم نبند درو!نه اون غرور سرش میشد!نه اعتماد نه التماس!
حیف عاشق کسی شدم که عاشق غریبه هاست!
برو نفرین نمیکنم من!خاطر خواهیت دروغ بود حتما!تو خلوتم با گریه هام...!
چه قدر سرت شلوغ بود تا من عشقمو بت نشون دادم طبق یه قانون از چشات مثه یه قطره افتادم!
یادته گفتی سهممون از زندگی جدا جداست؟
حرف تو رو چشم منه اما اونم دست خداست!
ولی بدون پشت سرت هنوزم دستام به دعاست!
تو بودی گفتی ما 2 تا به درد هم نمیخوریم یه روز باید جدا بشیم دستایه همو ول کنیم!اخه چرا میگی که ما برایه هم نمیمونیم!
مینویسم که دیگه رو هیچکی دست نمیذارم!
نه.....نه.....نه
دورغه این دوررغه میدونم که هنوزم اونو من دوسش دارم!
چرا عهدشو شکست؟
دل به یه غریبه بست؟
نه بگو چرا خدا؟
خدا بگو چرا؟
خدا دیدی تنهام گذاشت رفت تو میدونی که بی اون نمیتونم!پس نگو باید تنها بمونم نه به خدا دیگه نمیتونم!
+ نوشته شده در  90/02/15ساعت 16:58  توسط zahra  |